1- هالیوود در سینما:
سینمای آمریکا مشهور به هالیوود از اوایل قرن بیستم تأثیر زیادی در صنعت فیلم داشتهاست. در حقیقت سینمای آمریکا به سرعت یک نیروی غالب در این صنعت نوظهور شد. پس از آن نیز سینمای آمریکا از سال ۱۹۱۳ تا ۱۹۶۹ بسیار توسعه یافته و در حال حاضر هالیوود یک سینمای فراملی محسوب شدهاست.
سینمای آمریکا یکی از مهمترین صنایع فیلمسازی جهان است که نه تنها از نظر قابلیتهای صنعتی و فنی بلکه از نظر تنوع ژانرها، سبکها و گرایشها، یکی از غنیترین سینماهای ملی جهان بهشمار میرود.
هالیوود تأثیر به سزایی در سینمای جهان در قرن بیستم داشته و دارد. صنعت فیلمسازی هالیوود در توجیه سیاستهای خارجی دولت آمریکا نیز نقش اثرگذاری دارد. مثلاً وقتی آمریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کند، این خط سیاسی در فیلمهای اواخر دهه 1990 هالیوود پیگیری شد که آمریکا حق حمله به عراق را دارد. یا پس از حوادث 11 سپتامبر، فیلمسازی علیه القاعده و بن لادن، بخشی از سیاست آمریکا را بر عهده گرفت.
نقش هالیوود در سیاست خارجی آمریکا آنقدر آشکار است که شبکه خبری بی.بی.سی انگلستان نیز گزارشی در این باره منتشر کرد. در این گزارش، گفتگویی با تد جانسون سردبیر نشریه سینمایی ورایتی Variety پخش شد. جانسون در این مصاحبه میگوید: «هر هفته شاهد حضور رؤسای سازمانهایی هستیم که به هالیوود میآیند و خواستار ملاقات با فیلمسازان هالیوودی میشوند تا پیام خود را از طریق فیلمهای هالیوودی به مخاطبان منتقل کنند.»
وی همچنین از سابقه 60 ساله رابطه جنگ در فیلمهای هالیوودی سخن میگوید.بلافاصله پس از واقعه 11 سپتامبر، کارل روو Karl Rove مشاور ارشد جرج بوش، مسئولان شرکتهای فیلمسازی هالیوود، کارگردانان و نویسندگان سینمایی را فراخواند و به آنان درباره نقشی که هالیوود میتواند در پیشبرد سیاست مبارزه با تروریسم آمریکا در عرصه بینالملل ایفا کند، توصیههایی کرد.در فیلمهای هالیوودی، نقشهای منفی همیشه روس، آسیایی، عرب یا آلمانی هستند و در مقابل، قهرمانان همواره آمریکایی هستند.
هالیوود همچنین از تحریف تاریخ برای حفظ وجهه نیک و برتری آمریکا، ابایی ندارد. به عنوان مثال در یک فیلم به نام U-571 که مربوط به جنگ جهانی دوم است، تاریخ تحریف شده است. در این فیلم ادعا شده که زیردریاییهای شجاع آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم یک ماشین رمزنگاری آلمانی را به دست میآورند؛ این در حالی است که در واقع، این وسیله را انگلیسیها کشف کردند آن هم زمانی که هنوز آمریکا وارد عرصه جنگ جهانی دوم نشده بود. حتی آن زمان تونی بلر نخستوزیر وقت انگلستان که حامی دیرینه واشنگتن است نیز از اقدام هالیوود خشمگین شد و آن را توهین به دریانوردان انگلیسی خواند.
بنا براین سینما و هالیوود ابزار جنگ رسانه ای در خدمت دولت آمریکا قرار گرفته است.در پیروی از هالیوود،بالیوود هندوستان شکل گرفته که بیشتر کارکرد افتصادی را دنبال می کند.
2- انیمیشن (والت دیزنی در انیمیشن) دومین سلاح نرم غرب:
شرکت والت دیزنی، به انگلیسی : Walt Disney شرکت رسانههای گروهی آمریکایی چندملیتی است، که به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان شناخته میشود. دفتر مرکزی شرکت والت دیزنی و استودیوی اصلی آن در شهر بربنک، کالیفرنیا قرار دارد.
۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ توسط والت دیزنی و با مشارکت برادرش روی اولیور دیزنی، در قالب یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تأسیس شد. شرکت والت دیزنی به سرعت توسعه پیدا کرد و به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود تبدیل شد.
این شرکت امروزه مالک ۱۴ شهر بازی، صاحب ۷۳ درصد سهام نشنال جئوگرافیک، شمار بسیاری شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی، شبکه دیزنی، ایاسپیان و ایبیسی خانوادگی، شبکه تلویزیونی فاکس دیزنی پلاس همچنین شرکتهای تابعه و زیرمجموعه والت دیزنی پیکچرز، استودیو انیمیشن والت دیزنی، پیکسار، مارول اینترتینمنت، مارول استودیو،لوکاس فیلم، هیولو ،میرامکس، فاکس قرن بیستم، فاکس ۲۰۰۰ پیکچرز، فاکس سرچ لایت پیکچرز و بلو اسکای استودیو میباشد.
اگر سازمانی بتواند بر آینده سازان کشورهای دنیا خط دهی کند می تواند آینده آن کشور را تسخیر کند.همانگونه که آموزش و پرورش دولت ها نقش مهمی در تربیت کودکان و آینده سازان هر کشور دارند ،به همین میزان سازمانهای جهانی تولید کنندگان محتوای کودک و نوجوان همچون والت دیزنی نیز در تربیت آنها موثر هستند.بعنوان مثال می توان به ترویح مسائل جنسی در کارتون های این شرکت می توان اشاره کرد.
در محصولات دیزنی به کرات به واژه های جنسی برمیخوریم که در انمیشنهای این شرکت به مانند«شیر شاه»، گنجانده شدهاند. در یکی از صحنههای انیمیشن «پری کوچک» کشیش داستان در حال انجام مراسم ازدواج حرکت بسیار ناشایستی انجام میدهد. پس از اعتراضاتی که به این امر صورت گرفت صحنه مذکور اصلاح گردید. در انیمیشن «نجاتگرها» در صحنهای با تصویر زنی مواجه میویم که قسمت بالای بدنش عریان است. از این نوع تصاویر که یا به صورت تنها چند فریم و یا به عنوان بخشی حاشیهای از تصویر در تولیدات دیزنی به نمایش گزارده شدهاند، نمونههای بسیاری موجود است.
3- صنعت عروسک سازی (باربی ،درصنعت اسباب بازی)
●باربی و سیاست:
در طول ۴۰ سال گذشته عروسک باربی فعال عرصه سیاست در آمریکا بوده است. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد باربی نقش های متفاوتی ایفا کرد.در طول جنگ عراق و آمریکا در سال ۱۹۹۰ عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی به تهییج افکار عمومی مردم آمریکا پرداخت. پس از واقعه ۱۱ سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضد تروریست با ایفای نقش جدید خود به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی روح آمریکایی.
●باربی و تعلیم و تربیت:
خانم روت هندلر همسر رییس کمپانی متل دریافته بود که همچنان که فرزندش باربارا رشد می کند به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسکهای کاغذی می پردازد، بنابر این طرح ایده ابداع عروسک واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور کرد.پس از ساخت باربی تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباسها در اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به باربی ببخشند.به مرور زمان باربی کارکرد مهمی یافت، باربی به دختران آموزش می داد که جامعه مدرن از آنها به عنوان یک زن چه انتظاری دارد.کمر باریک و اندام کشیده باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر کشورها برای اینکه اندامشان شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشند از خوردن غذا به اندازه کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. لذا آمار حیرت آور سازمانهای بهداشتی غرب از سوء تغذیه دختران غربی خبر می دهد.طرح این ذهنیت که ترکیب اندام باربی هیچگاه به هم نخواهد خورد، در تربیت دختران برای اینکه در سنین بزرگسالی هیچگاه آبستن نشوند (که مبادا فرم اندامشان به هم بخورد) بسیار مؤثر بود. در دهه ۹۰ میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب بویژه در آمریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در ۱۹۹۵ این عروسک با یک جنین در شکم خود به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود اشتیاق مادر شدن بیابند. امروزه اسکیپر که خواهر کوچک باربی محسوب می شود بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه دار بودن باربی است.نگاهی به تحول لباسها و شخصیت باربی بیانگر آن تحول اجتماعی است که باربی در آن آفریده شده است. امروزه عروسک بزرگ باربی در هیکل یک دختر جوان حقیقی برای مقاصد مستهجن در فروشگاه های غربی خرید و فروش می شود. تعداد زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان زن غربی با صرف هزینه های زیاد اندام و چهره خود را همچون باربی می سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربی بر روی تمای وسایل مورد استفاده کودکان و نوجوانان اعم از لوازم التحریر، لوازم بهداشتی و آرایشی، پوشاک، اسباب بازی، لوزام تزیینی و … حک شده است و حتی خوردنی های فانتزی کودکان مانند آدامس و شکلات نیز از حضور باربی بی نصیب نیستند. چه اینکه دخترها در سراسر جهان بایستی حضور مدل و الگوی غربی خود (باربی) را همواره در پیرامون خود حس کنند. مادران غربی می پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه که باید بالغ می شوند؟
●استراتژی فرهنگی آمریکا و باربی:
از آنجا که بنیان دکترین فرهنگی آمریکا بر امانیسم (بشر مداری به جای خدا محوری)، لیبرالیسم (اباحی گری)، سکولاریسم (عرفی اندیشی و دنیا گرایی) و هدونیسم (لذت محوری) است، طبیعی است که سیاستمدران و استراتژیست های فرهنگی آمریکا تلاش نمایند تا از طریق شیوه ها و راهکارهای مختلف بنیان فرهنگی خود را تقویت، و آن را در آمریکا و سراسر جهان بسط و تسری دهند. یکی از این شیوه ها، تربیت دختران آمریکا و سراسر جهان با گزاره های فرهنگ آمریکایی است. لذا به عنوان بهترین و کارآمدترین راه، اگر دختران سایر ملتها با “ارزش”های آمریکایی تربیت شوند، این دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار می شوند، لذا مبتنی بر ارزش های آمریکایی، جامعه شان را اداره می کنند. و این مهمترین کارکرد تهاجمی یک فرهنگ مهاجم است که شهروندان دیگر ممالک را با ارزش های خود بپروراند.اینگونه است که باربی، در استراتژی فرهنگی آمریکا واجد بالاترین تأثیرها و ارزش گذاری هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگی عروسک باربی، مهمترین اقدام در گام نخست تبیین مخاطرات تربیتی و فرهنگی این عروسک است. لذا هشدار و بصیرت بخشی در صدر این اقدامات است
. ●مکانیزم تربیتی عروسک باربی
:در روش های تعلیم و تربیت، مهمترین و کلیدی ترین عامل بحث «الگوسازی» است. هر سن و هر جنس الگوی خاص خود را برمی تابد. که در این میان مهمترین سن، دوران کودکی است.عروسک باربی بر خلاف سایر عروسکها که تداعی کننده کودک بوده و دارای چهره ای معصومانه می باشند، یک زن بیست ساله آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است که با دفت فراوان طراحی و ساخته می شود و با حضور تصاویرش در اکثر ما یحتاج و ملزومات ضروری کودکان و نوجوانان از قبیل لوازم التحریر، کیف، کفش، شکلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسایل شخصی و … که به بیش از دهها هزار مورد موجود در بازار (حتی داخلی) می رسد ملکه ذهنی کودکان و نوجوانان گردیده و خود را به آنان تحمیل و موجب خرید عروسک می گردد. خریداران باربی با خرید یک عروسک کارشان تمام نشده بلکه مجبورند تمام وسایل مکمل آن را از قبیل لباس خواب، وسایل حمام، مایوی شنا، لباس میهمانی، وسایل آرایش و… را که همه ساله در چندین نوبت نیز تغییر مد داده و بازسازی و تولید می شوند تهیه و همواره آن را به روز نمایند. بدیهی است مدل لباس باربی و تمام آنچه که تحت عنوان متعلقات عروسک عرضه می شود مدل لباس و سایر وسایل مورد نیاز دختران و زنان قرار گرفته و بدین صورت دختران مأنوس با این عروسک با سلیقه باربی (یا بقول دقیقتر با سلیقه و خواست یک زن آمریکایی) بزرگ شده و در زمانی که به سن انتخاب می رسند دقیقا دارای سلیقه ای همانند باربی (یا یک زن آمریکایی) می باشند. بنابر این هر آنچه در تمدن غرب برای انحطاط بشر تولید و عرضه می شوند قبلا ذایقه و احساس نیاز به آنرا با هزینه مصرف کنندگان بوجود آورده اند که پدیده «باربی بیس» یکی از نمودهای عینی در داخل کشور است که متخصصان تربیتی و تغذیه داخلی با نگرانی فراوان از طریق رسانه های جمعی در جستجوی راه حلی برای آن و اطلاع رسانی به خانواده های ایرانی برای پیشگیری و جلوگیری از گسترش آن هستند. در شرایطی که در صفحه نیازمندیهای روزنامه های صبح و عصر آگهی های بسیار فریبنده ای با عبارات اغفال کننده ای دختران این مرز و بوم را با وعده وعید فراوان به باربی شدن دعوت می نمایند.!!! نباید فراموش کرد که تا این لحظه، هیچ کشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه کاملا شکست نخورده باشد که از جمله آن «عروسک سندی» در انگلیس می باشد.
3- گیم ها و بازی های رایانه ای سلاح سوم مواجهات نرم غرب
امروزه بازی های رایانه ای نقش بالایی در اوقات فراغت کودکان و حتی بزرگسالان دارند. صنعت بازیهای رایانه به عنوان سومین صنعت پول ساز دنیا شناخته شده است. بازیهای رایانهای در عمق زندگیکودکان، نوجوانان و جوانان رسوخ کرده تا جایی که برخی مخاطبان بازیهای رایانهای را بیشتر از مخاطبان برنامههای رادیویی و تلویزیونی قلمداد میکنند. برای درک این واقعیت میتوان مقایسهای آماری میان بازیهای رایانهای و فیلمهای سینمایی در امریکا انجام داد. میزان فروش فیلم سینمایی ونوم Venum در فروش هفته اول افتتاحیه آن ۸۰ میلیون دلار بود که رکوردی قابل توجه است. اما بازی Red Dead Redemprion II که یک ماه پس از انتشار«ونوم» پیش عرضه شد، تنها در مدت زمان کمتر از پنج روز به فروش ۷۰۰ میلیون دلار دست یافت. عددی که بسیاری از فیلمهای هالیوودی برای دستیابی به آن باید زمان زیادی در گیشه باشند!
بر اساس آمارهای ارائه شده تنها ۵ درصد بازیهای دیجیتالی که در ایران مورد استفاده هستند بومی بوده و جامعه ۲۳ ( که تا ۳۰ میلیون نفر نیز تخمین زده میشود) میلیونی گیم بازان ایرانی که بیشتر آنان نیز در سنین شکلگیری شخصیتی هستند، از مجرای این بازیها تحت تأثیر شخصیتها و فرهنگ پرخشونت آثار وارادتی قرار گرفتهاند و این بازیها در حال تسخیر ذهن کودکان، نوجوانان و جوانان کشورمان هستند. نسبت بازیهای رایانهای داخلی و خارجی دقیقاً مثل نسبت سینماست که تولیدات خارجی به صورت آسانتر و راحتری از طریق سایتها و درگاههای اینرتنتی به صورت رایگان در اختیار کودکان، نوجوانان و جوانان کشورمان قرار میگیرد و کمبود بازیهای رایانهای ایرانی در این بازار، ناشی از عدم سیاست گذاری متولیان امر است. از سوی دیگر بازیهای کنسولی (بازیهای دستگاههای پلی استیشن و ایکس باکس) به صورت قاچاق در داخل کشور تولید و عرضه میشود.
شاید در حوزه سینما، ما سینماگرانی در سطح جهانی برای عرضه محصول نداریم، اما در حوزه صنعت گیم، بازیسازان و برنامه نویسان در طراز جهانی داریم که تعدادشان نیز اندک نیست. لازم به ذکر است اغلب بازیها وارادتی که با فرهنگ عامه کشورمان تعارضات فراوانی دارد، نتیجه فقدان نظارت بنیاد متولی این حوزه بر نشر بازیهای رایانهای به صورت گسترده است.
اما به تدریج شاهد بروز اثرات مخرب و خشونت بار بازیهای کامپیوتری در جهان و در کشورمان خودمان هستیم، کما اینکه کشتار مسلمانان در نیوزلند در اثر تأثیر مخرب بازیهای رایانهای بوده است. در واقع بازیهای رایانهای این توانایی را دارا هستند که بتوانند بر رفتار، طرز تفکر، نحوه تصمیم گیری، قضاوت و نظام اعتقادی بازیگران یا Gamer ها تأثیر دلخواه خویش را بر جای گذارند.
– تشویق به آدم کشی تحت تأثیر کال آو دیوتی
در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۲، یک جوان که در مدرسه سندی هوک آمریکا درس میخواند، بر اساس اعترافاتش، تحت تأثیر بازی معروف کال آو دیوتی اسلحه مادرش را برداشت، او ابتدا مادر خود را کشت سپس به سمت مدرسه خود رفت و کشتاری بزرگ به راه انداخت. وی ۲۰ کودک و ۶ بزرگسال را کشت و با این آمار تبدیل به تنها جوانی شد که ۲۷ نفر را در یک روز قتل عام کرد.
– به قتل رساندن یک پلیس تحت تأثیر بازی جیتیای GTA
در ۷ جولای ۲۰۰۳ یک نوجوان اقدام به سرقت یک خودرو میکند. زمانی که بازداشت میشود در اداره پلیس ناگهان به رئیس پلیس حمله میکند و در یک چشم به هم زدن اسلحه او را میگیرد و سه تیر به سمت وی شلیک میکند که یکی از این تیرها به سر وی اصابت میکند و باعث قتل این رئیس پلیس میشود. این جوان اقدام وحشیانه خود را تحت تأثیر یکی از مراحل بازی جیتیای عنوان میکند.
-حادثه معروف دبیرستان کلمباین
این اتفاق که بسیار معروف است در تازیخ ۲۰ آوریل ۱۹۹۹ رخ داد. در طی این قتل عام دو جوان وارد دبیرستان کلمباین شدند و ۱۳ نفر را به قتل رساندند، سپس خودشان را نیز کشتند. از ان زمان تا کنون دلایل بسیاری برای این کار خشونت بار این دو جوان ذکر شده است که یکی از مهمترین آنها علاقه آن دو به بازی بسیار خشن دوم Doom بوده است. تا حدی که یکی از آنها بازیای بر پایه Doom اختراع کرده بود و در نهایت نیز جان خود و ۱۳ نفر دیگر را برای واقعیت بخشیدن به این بازی گرفتند.
– کشتار کودکان برای افزایش امتیاز
در سال ۲۰۱۲ و در یکی از مدارس استرالیا جنایت بزرگی توسط کودکی خردسال شکل گرفت. این کودک تحت تأثیر بازیهای رایانهای با چاقو به همکلاسیهای خود حمله و تعدادی از آنها را مجروح کرد و یکی از آنها را نیز به قتل رساند. زمانی که پلیس پیگیر ماجرا شد، این موضوع کشف شد که این کودک برای افزایش امتیاز همسالان خود را با چاقو مجروح و به قتل رسانده است. این درک، چیزی بود که بازیهای رایانهای خشن به کودک خردسال قاتل داده بودند.
– خشونت از بازیهای کامپیوتری به تهران رسید
در سال ۱۳۹۷ و در یکی از خیابانهای منتهی به محله ولنجک تهران بزرگ، یک جوان ۱۵ ساله با شلیک تفنگ ساچمهای از بالکن طبقه هفتم به چندین نفر از عابرین پیاده منجر به آسیب دیدگی شدید این افراد شده است. در تحقیقات پلیسی مشخص شد که این نوجوان تک فرزند بوده و پدر و مادرش شاغل هستند و به ناچار ساعاتی از روز را به تنهایی سپری میکند و بنا بر اظهاراتش، علاقه زیادی به بازیهای رایانهای دارد و روزانه بیش از چهار ساعت مشغول بازیهای رایانهای خشن است و تحت تأثیر همینبازیها نیز این موضوع را به فضای واقعی اجرا کرده و با اسلحه ساچمهای پدرش به سمت عابران تیراندازی کرده است.
4-مطبوعات و رسانه های مکتوب
با توجه به این که رسانه های هر کشور در راستای منافع کشور مطبوعشان خط مشی تعیین می کنند بنابراین واضح و مبرهن است که در سایت خارجی و … رسانه های مکتوب بازوی آفندی خواهند بود . رسانه های مکتوب آمریکایی از معتبرترین رسانه های جهانی هستند که بعنوان منبع خبری جهانی مورد استفاده قرار می گیرند .
نیویورک تایمز ، وال استریت ژورنال ، واشنگتن پست ، نیویورک پست و… از جمله این نشریات هستند که هنوز هم با توجه به اقبال کمتر عمومی به نشریات مکتوب این ها کماکان مورد توجه هستند و منبع ارائه اخبار در سطح جهان می باشند این نشریات قدرقدرت حامی سیاست های آفندی دولت مطبوع خویشتن هستند . نمونه بارز آن پوشش رسانه ای جنگ عراق توسط نشریات آمریکایی در جهت جلب حمایت عمومی برای اقدام به جنگ بود . آمریکا برای حمله به عراق و منطقه دو کار مهم را انجام داد . ابتدا ماجرای 11سپتامبر را به راه انداخت تا توجیه حمله به عراق و افغانستان و احتمالا ایران باشد . در مرحله دوم برای جلب افکار عمومی رسانه های آمریکایی را به منطقه جنگی کشانده و آنها را جهت دهی کرد تا به اهداف تبلیغی خود برسد اگر این دو عملکرد را مقایسه کنیم می بینیم دومین حرکت که استفاده از رسانه بوده ، کم هزینه تر بوده و پیامدهای ثانویه هم نداشته است .
5-شبکه های تلویزیونی
امروزه شاهد تحولات گسترده ای در عرصه رسانه ها هستیم و در نتیجه انقلاب ارتباطات، نقش رسانه ها در دنیای کنونی بر خلاف گذشته بسیار پررنگ شده است. مسائل زیادی از رسانه ها تأثیر پذیرفته اند و در این راستا سیاست و دیپلماسی نیز از این تغییرات مصون نبوده اند، تحولات به وجود آمده هم در دیپلماسی و هم در عرصه رسانه موجب شکل گیری پدیده جدیدی به نام تله دیپلماسی «دیپلماسی رسانه ای» شده است. امروزه بیشتر سیاست ها از مجرای رسانه ها عبور می کنند و به دلیل اهمیت نقش رسانه ها در شکل گیری عقاید و جهت گیری های سیاسی بیشتر دولت ها از رسانه ها برای انتقال پیام خود و اعلام مواضع سیاسی به سایر کشورها استفاده می کنند.در این راستا ایالات متحده به عنوان مهم ترین بازیگر سیاسی در عرصه نظام بین الملل همواره از ابزارهای گوناگونی برای انتقال پیام خود به مردم و سایر دولت ها استفاده کرده است. در گذشته استفاده از دیپلماسی رسمی و سنتی بیشتر مورد توجه این کشور بود، اما امروزه و با توجه به قدرت رسانه ها در انتقال پیام و تأثیرگذاری آنها بر مخاطبان، ایالات متحده تمرکز خود را بر استفاده از رسانه ها در قالب شبکه های ماهواره ای، اینترنت، رادیو و ابزارهای متنوع دیگر قرار داده است. پس از حوادث 11 سپتامبر سیاست رسانه ای ایالات متحده تحرک بیشتری پیدا کرد و سرمایه گذاری ها در این زمینه افزایش یافت و تمرکز سیاست رسانه ای آمریکا بر خاورمیانه به عنوان مناطق بحرانی و چالش زا برای سیاست خارجی مد نظر قرار گرفت.
یازده سپتامبر و اهمیت یافتن مجدد سیاست رسانه ای ایالات متحده
حوادث 11 سپتامبر و ظهور گروه های غیردولتی و بنیادگرا که مخالف با ارزش های لیبرالیستی بودند و نظم حاکم جهانی را به چالش می کشیدند و در این راستا از رسانه ها نیز برای به وجود آوردن طرفدار و همچنین توسعه و گسترش دیدگاه های خود استفاده می کردند موجب شد تا بار دیگر رسانه ها در تمام ابعاد آن مورد توجه دولت ایالات متحده قرار بگیرند و در این زمینه رسانه ها بار دیگر از اهمیت زیادی در سیاست خارجی ایالات متحده برخوردار شدند و این بار تمرکز خود را بر خاورمیانه به عنوان مناطق بحرانی و چالش زا برای ایالات متحده قرار دادند.ایالات متحده برای به دست آوردن دو هدف استراتژیک از دیپلماسی رسانه ای در خاورمیانه استفاده می-کند که عبارتند از:
ا- وجود افکار عمومی مخالف با ایالات متحده آمریکا
2- مبارزه با تروریسم
تنفر و نگاه منفی توده مردم منطقه از ایالات متحده، متحدان و سیاست هایش، پیامدهای منفی شدیدی برای ایالات متحده و حکومت های اروپایی و همچنین برای اقتصاد، آموزش، فرهنگ و گروه های مذهبی دارد. برای ایالات متحده احساسات ضد آمریکایی نقش تشویق کننده خشونت ضد آمریکایی را ایفا کرده است و همچنین دشمنی نسبت به سیاست های ایالات متحده را بیشتر کرده است. گسترش ضدیت با آمریکا، جذب نیرو را برای گروه های افراطی افزایش می دهد و چون که رسانه ها به عنوان ابزاری که نقش قدرتمندی در شکل دادن به افکار عمومی دارند شناخته شده اند، لذا ایالات متحده سعی دارد با این ابزار به مبارزه با این تهدیدها بپردازد.از طرف دیگر افکار عمومی مردم خارج برای ایالات متحده نیز مهم است، پیشبرد اهداف آمریکا در منطقه خاورمیانه بدون جلب افکار عمومی در جهان اسلام و عرب ممکن نخواهد بود. ایالات متحده چنانچه نتواند افکار عمومی مردم منطقه را با خود همراه کند امنیت و منافعش با خطر مواجه خواهد شد. لذا پس از 11 سپتامبر و حمله این کشور به افغانستان و عراق به بهانه تروریسم باعث برانگیخته شدن احساسات ضد آمریکایی در افکار عمومی جهان اسلام و وخیم شدن وجهه ایالات متحده در جهان اسلام شد به این سبب آمریکا مجدداً به اهمیت دیپلماسی عمومی و پخش برنامه های بین المللی و استفاده از رسانه ها به عنوان یکی از عناصر اصلی قدرت نرم در حفظ امنیت ملی خود پی برد. به دنبال ظاهر شدن اسامه بن لادن و موفقیت قابل توجه القاعده در گسترش پیام خود در جهان اسلام در رسانه بود که سیاستگذاران ایالات متحده به این موضوع پی بردند که ایالات متحده در حال از دست دادن «نبرد روابط عمومی» در کشورهای مسلمان است و اینکه این کشور به فعالیت های دیپلماسی عمومی و روابط عمومی برای انتقال پیام خود به مردم جهان عرب و اسلام نیاز دارد از این رو سرمایه گذاری بیشتری را در زمینه پخش برنامه های بین المللی به عمل آورد.
نویسنده : دکتر حسن ضیایی جباری
https://azartashonline.ir/?p=10994