در شرایطی که خبری ازرسانه های جدید و فراگیری مانند اینترنت و ماهواره که مرز ها را پشت سر می گذارند ، نبود و رادیو و تلویزیون و مطبوعات هم در اختیار رژیم پهلوی قرار داشت ، اطلاع رسانی در دوران انقلاب به چه شيوه ای انجام می گرفت؟
اکنون پس از سالها گذر از انقلاب 57، سخن گفتن در باره شیوه های موثر شبکه ارتباطی مخالفان شاه و عناصر این شبکه همچنان موضوعی قابل بررسی است.
سالها پيش تکنولوژی های پیشرفته کنونی کمتر نقشی در انتقال پیام انقلاب به مردم ایران داشتند و در مقابل آن طور که عباس عبدی روزنامه نگار و پژوهشگر که خود حضوری فعال در انقلاب داشت، می گوید مساجد و هیئت های مذهبی نقشی به مراتب مهم تر در انتقال پیام انقلاب ايفا کردند.
به گفته آقای عبدی ، شبکه ارتباطی اصلی مخالفان شاه نهادهای مذهبی بود. به این دلیل که این نهاد های مدنی تنها نهاد هایی بودند که شاه از جانب آنها احساس خطر نمی کرد، در نتیجه این نهاد ها توانستند از دست شاه جان سالم به در ببرند و بعد از سال 1342 به شدت گسترش پیدا کنند.
اما به اعتقاد عباس عبدی در ماه های آخر منتهی به پیروزی انقلاب ، رسانه های خارجی هم در این جریان نقش موثری را ایفا کردند.
محمد علی ابطحی با تاکید بر این نکته که اطلاعات و پیام ها بیشتر به صورت شفاهی در جامعه انتشار می یافت ، شبکه اصلی ارتباطی میان مخالفان شاه را نمایندگان و روحانیون مبارز معرفی می کند و می گوید این افراد نوعی ارتباط با آیت الله خمینی و اندیشه های او داشتند و با ضبط پیام های آیت الله خمینی آنها را در اختیار مردم قرار می دادند.
با توجه به اینکه رژیم پهلوی با در اختیار داشتن رادیو و تلویزیون و کنترل مطبوعات از پخش هر گونه مطلب و یا خبری جلوگیری می کرد ، فعالان ترجیح می دادند که با تکثیر نوارهای سخنرانی و پخش اعلامیه پیام انقلاب را به سراسر ایران منتقل کنند. عباس عبدی ضمن اشاره به سانسور حاکم بر رسانه ها می گوید در آن زمان تلویزیون از گستردگی فعلی برخوردار نبود و برای بسیاری از مردم، رادیو و تلویزیون و حتی مطبوعات مسئله ای جدی نبود و این رسانه ها در نزد مردم از اعتبار و اعتمادی برخوردار نبودند.
در اختیارنداشتن امکانات مدرن تبلیغاتی و رسانه ای به شکل کنونی، و عدم گستردگی تلویزیون در آن دوران موضوع دیگری است که به گفته محمد علی ابطحی بر تاثیر گذاری رسانه های مکتوبی همانند اعلامیه ها و بیانیه ها که به صورت مخفی منتشر می شدند، می افزود.
به اعتقاد آقای ابطحی، هر چند که مطبوعات پس از آزادی شکل جدی تری به خود گرفتند و مقالات و دیدگاه های مختلفی را مطرح می کردند، اما بخش عمده ای از مطبوعات به نوعی در اختیار روشنفکرانی بود که دیدگاه های خاصی را بیان می کردند.
اما با توجه به سانسور حاکم بررسانه های کشور نقش رسانه های خارجی درمنعکس کردن اخبار مربوط به ایران چه بود؟
آیا افزایش سانسور در دوران انقلاب بر محبوبیت رسانه ها و بويژه رادیو های خارجی در کشور افزوده بود؟ این رادیوها تا چه حد تحولات ایران را دنبال می کردند؟
لطفعلی خنجی ، از کسانی که در دوران انقلاب در رادیو بی بی سی مشغول به کار بود معتقد است که نحوه انعکاس اخبار توسط رسانه های خارجی به میزان اهمیتی مربوط می شد که رویدادهای داخلی ایران داشت.
به گفته این روزنامه نگار، در شرایطی که اوضاع ایران بحرانی تر شد و نشان می داد که تحولی تاریخی در شرف وقوع است، طبیعتا نحوه انعکاس این رویدادها و تحولات گسترده تر بود.
آقای ابطحی معتقد است که این رادیوها مورد توجه مردم بود ودر میان این رسانه ها، رادیو بی بی سی اخبار را به صورت واقع بینانه ای مطرح وبخش های عمده ای از مسائل انقلاب را ارائه می کرد.
به هر حال از نگاه برخی تحلیلگران ، در نبود رسانه های آزاد ، ابزارهای ارتباطی دیگری مثل اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی بودند که به رغم همه محدودیت ها یشان در عمل، به جریان انقلاب در ایران سمت و سو دادند.
عملکرد مطبوعات داخلی در قبال نهضت امام خمینی
تاریخ مطبوعات در ایران با انتشار اولین روزنامه فارسیزبان در ایران با نام «کاغذ اخبار» از سوی میرزا صالح شیرازی در سال 1216ش. آغاز میشود. از این زمان تا انقلاب مشروطه در سال 1285ش. دوره تکوین و تأسیس مطبوعات و افزایش شماره نشریات و روزنامهها بود. به موازات آن دولت درصدد کنترل مطبوعات برآمد و نهاد سانسور شکل گرفت. از انقلاب مشروطه تا تثبیت قدرت رضاشاه فعالیتهای مطبوعاتی ایران علیرغم محدودیتها نسبتاً پر رونق و پویا بود، اما با تثبیت قدرت رضاشاه کمکم از رونق و پویایی آن کاسته شد و نظارت و سانسور دولتی افزایش یافت. این وضع تا شهریور 1320 ادامه داشت. با کنارهگیری رضاشاه از سلطنت و بازشدن فضای باز سیاسی، حوزه مطبوعات بسیار دگرگون شد و آرایش جدیدی یافت. نیروهای سرکوبشده آزاد شدند تا بهواسطه انتشار روزنامه و مجله در توزیع قدرت و تصمیمگیریهای سیاسی سهیم شوند. این دوره با گسترش کمی و تنوع فکری، سیاسی و اجتماعی افراد فعال در مطبوعات همراه بود. مطبوعات این دوره انتقادیتر شدند و محتوای آنها بعضاً چنان انتقادی و حتی تحریکآمیز بود که واکنشهای گسترده و گوناگونی به دنبال داشت. سفارتخانههای انگلیس و شوروی که در آن زمان ایران را در اشغال داشتند، دربار و برخی اعضای خاندان سلطنت، دستگاههای مختلف اداری و افراد و سازمانهای غیردولتی از جمله معترضین به عملکرد مطبوعات بودند. علیرغم فضای نسبتاً آزاد این دوره، دولت از راههای مختلف به تحدید مطبوعات میپرداخت که برجستهترین نمونه آن «مقید به سانسور کردن» تمام مقالات و تفاسیر مرتبط با جنگ (جهانی دوم) بود.
سختگیری حکومت نسبت به مطبوعات در دولتهای مختلف متفاوت بود، ولی تحدید مطبوعات کم و بیش ادامه داشت. با این حال پس از کودتای 28 مرداد 1332 سیاست سانسور و تحدید مطبوعات با شدت و جدیت بیشتری دنبال شد و ادامه حیات برای آنان روز به روز دشوارتر گردید. طی سالهای نخست دهه 40 در نتیجه گسترش ناآرامیهای سیاسی و آغاز نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی برخورد ساواک با مطبوعات که از بدو تأسیس در سال 1335 سانسور و کنترل آنان را به دست داشت وارد مرحله تازهای شد، تا جایی که طی دوران نخستوزیری اسدالله علم (1341 ـ 1342) بالغ بر 80 نشریه و روزنامه به بهانههای مختلف تعطیل شدند. در این ایام مطبوعات از انعکاس دقیق و صحیح اخبار حوادث و رویدادها منع میشدند و فقط اطلاعات عمدتاً جعلی دیکته شده از سوی ساواک را به چاپ میرسانیدند. چنانچه وقتی آیتالله العظمی بروجردی در اوایل سال 1340 درگذشت، ساواک سانسور خبری شدیدی بر مطبوعات حاکم کرد و نویسندگان از قلمفرسایی درباره شخصیت دینی، علمی و اجتماعی ایشان بازداشته شدند.
نهضت روحانیت طی سالهای 40 تا 43 تأثیر قابل توجهی در گسترش روزافزون سانسور و سختگیری بر مطبوعات داشت و نشریات، جهت انعکاس رویدادهای سیاسی به دلخواه حکومت، به سختی تحت فشار ساواک بودند. در تمام این سالها که نهضت امام خمینی روندی رو به گسترش داشت، مطبوعات فقط مطالبی را که ساواک در اختیار آنان قرار میداد، درباره حوادث و رخدادهایی نظیر لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، اصلاحات موسوم به انقلاب سفید، فاجعه فیضیه قم و قیام 15 خرداد به چاپ میرساندند و هیچگاه امکان نیافتند درباره دلایل و ریشههای شکلگیری نهضت و نتایج آن مطالبی مستند و معتبر به چاپ رسانند. مطبوعات ضمن بایکوت خبری حوادث و رخدادهایی که در کشور در جریان بود، متقابلاً در مورد انقلاب سفید قلمفرسایی تبلیغاتی گستردهای میکردند و مخالفان را به انحاء گوناگون مورد انتقاد قرار میدادند.
افشای تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مهر 1343 که موجی از اعتراض و خشم عمومی را در پی داشت، بار دیگر وسیلهای برای سنجش عملکرد مطبوعات بود. در حالیکه سخنان افشاگرانه و کوبنده امام خمینی در نطق معروف 4 آبان مورد تأیید قاطبه مردم ایران و نویسندگان متعهد و مسئول مطبوعات بود، هیچ یک از اعتراضات عمومی که در قالب تلگرامها و طومارهای بزرگ خواستار الغای فوری این لایحه بودند، در مطبوعات منعکس نشد و حکومت بسیاری از جرائد کشور را وادار کرد تا در جهت تأیید و توجیه این قرارداد قلمفرسایی کنند. سخنان و اعلامیههای مقامات دولتی با تیترهای درشت در بهترین و مناسبترین صفحههای جراید کشور در تأیید حکومت، منعکس و به مخالفین توهین میشد. از جمله روزنامه اطلاعات در تاریخ 9 آبان 43 سخنرانی حسنعلی منصور ـ نخستوزیر وقت ـ را که برای توجیه این لایحه به مجلس سنا رفته بود پوشش داد. حکومت که از اثرات سخنان امام خمینی در میان مردم به وحشت افتاده بود تصمیم گرفت امام را تبعید کند. طبعاً به علت سانسور شدید مطبوعات، اعتراض مردم نسبت به این مسأله نیز در آنان منعکس نشد و در این زمان تنها چند نشریه مخفی و نیمه مخفی وابسته به گروههای مختلف به دستگیری و تبعید امام خمینی و تصویب کاپیتولاسیون اعتراض کردند.
نشریات آن دوره حتی از چاپ تصاویر مخالفان نیز منع شده بودند. تصاویر مخالفان آشتیناپذیری چون امام خمینی هیچگاه امکان انتشار در مطبوعات پیدا نمیکرد و حتی ذکر نام ایشان ولو به قصد انتقاد ممنوع بود. موارد متعددی پیش میآمد که ساواک برای بدنام کردن مخالفان حکومت مطالب کذبی درباره آنان در نشریات به چاپ میرساند. امام خمینی از جمله مهمترین افراد مخالف حکومت بود که بالأخص پس از قیام 15 خرداد و سپس تبعید به ترکیه، به دستور ساواک مطالب توهینآمیز بسیاری دربارهاش به چاپ رسانده شد. حکومت حتی از نشر آگهیهای همدردی و تسلیت و مجالس ترحیم رهبران و گروههای مخالف در مطبوعات وحشت داشت و با تمام قوا از درج و نشر آنها جلوگیری میکرد. در حوزه سیاست خارجی نیز مطبوعات اجازه نداشتند درباره کشورهایی نظیر آمریکا، اسرائیل و انگلیس که با حکومت روابط دوستانه داشتند مطالب انتقادی منتشر کنند. ساواک بهویژه «دستور اکید» داده بود درباره ماهیت تجاوزکارانه اسرائیل و عملکرد آن در سرکوب و کشتار فلسطینیان مطلبی منتشر نشود. در همین ایام اما علیرغم جو فشار و اختناق، حوزه علمیه قم و روحانیت مبارز به فعالیت خود افزودند و چند نشریه مذهبی مخفی در قم و تهران چاپ و در بسیاری از نقاط کشور منتشر شد. نشریاتی مانند فریاد، بعثت، انتقام و خلق از جمله آنها بودند.
طی سالهای دهه 40 و 50 مطبوعات عاری از هرگونه محتوای قابل توجهی شدند و روزنامهنگاران تحتمراقبتهای دائمی ساواک قرار گرفتند. ارائه تصویری غیرواقعی توأم با ستایش و تحسین از شخص شاه و هدایتهای هوشمندانهاش! برای توسعه کشور، و محکومیت اقشار و گروههای مختلفِ مخالف حکومت، عمدهترین مطالبی بود که در این سالها در مطبوعات به چاپ میرسید. دوران نخستوزیری هویدا (1343 ـ 1356) سختترین دوره سانسور و کنترل مطبوعات بودو در ابتدای دهه 50 شمار زیادی از آنان تحت فشار ساواک و حکومت بدون بیان دلیل واضحی تعطیل شدند. مطبوعات به قدری تحت فشار بودند که حکومت حتی انتشار نشریات موافق با خود را نیز برنمیتابید.
روال یاد شده تا سال 1356 ادامه یافت. از آن پس و با اوجگیری انقلاب اسلامی مطبوعات وارد مرحله جدیدی شدند. ویژگیهای مطبوعات ایران از سال 1342 تا 1356 را میتوان بهطور خلاصه چنین برشمرد:
1ـ یکدستی و همسویی و همراهی همه مدیران و صاحبان امتیاز و جمع کثیری از نویسندگان با خواستههای دولت. 2ـ تسلط بیچونوچرای ساواک بر مطبوعات. 3ـ تشدید همهجانبه سانسور نه فقط بر مطبوعات نوشتاری بلکه بر همه رسانههای جمعی. 4ـ رواج بیحد و حصر چاپلوسی از حکومت و دستگاه سلطنت. 5ـ افول مطالب انتقادی تا نازلترین حد. 6ـ پرداختن به موضوعات فاقد اهمیت در زندگی اجتماعی. 7ـ رونق روزنامهنگاری از نوع وابسته به حکومت (در کنار اینها البته صدها روزنامهنگار متعهد طرد شدند). 8ـ حساسیت شدید همه دولتمردان از صدر تا ذیل در برابر کوچکترین نقد و خردهگیری. (در این شرایط اگر هم در روزنامه یا نشریهای مطلبی علیه دولتمردی نوشته میشد که تنبیه و مجازاتی در پی نداشت، یقین حاصل میشد که نویسنده آن پیش از چاپ مطلب با دولتمرد متنفذ دیگری یا با مقامی از مقامات ساواک یا دربار مشورت کرده است).
قبل از پایان این نوشتار لازم است یادآوری شود که روزنامههای وابسته که بهطور کامل در خدمت منویات حکومت و حامی سیاستهای آن بودند در این ایام ناخواسته و به طرق زیر به رشد ایدئولوژی و مبانی اندیشهای نهضت اسلامی دامن زدند:
اولـ پذیرش و تبلیغ گسترده و مطلق اصلاحات موسوم به انقلاب سفید و پوشش ندادن صدای مخالفان و حتی توهین و تخریب آنها منجر به گسترش اندیشههای ضد سلطنت در جریان نهضت اسلامی شد.
دومـ رواج غربگرایی در تمام زمینهها سبب پیدایش جریان ضدامپریالیستی در جبهه نهضت و پذیرش اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ضدامپریالیستی از سوی آن گردید.
سومـ پذیرش و تبلیغ سکولاریسم با تقدسزدایی از مقدسات و برجسته کردن نشانههای حاکمیت، در جبهه مقابل موجب رواج اندیشه عدم جدایی دین از سیاست از سوی مبارزین مسلمان گردید.
و چهارمـ تلاش مطبوعات برای به خدمت گرفتن مذهب از بعد شفاعتجویانه و سوگوارانه و فاجعهنگر سبب تقویت جنبههای شهادتطلبانه و ظلمستیزانه در جبهه نهضت شد.[
فضاي مطبوعاتي كشور در آستانه انقلاب منحصر به فرد بود
بيژن نفيسي – عضو شوراي سردبيري روزنامه اطلاعات – در گفتوگو با ايسنا در اينباره ميگويد: تفاوت عمده خبرنگاري در پيش از انقلاب با اكنون اين بود كه به طور كلي منابع خبري خبرنگاران خارج از چارچوبهاي متداول عرفي اكنون بود كه خبر از خبرگزاريها يا روابط عمومي گرفته شود. خبرنگاران آن دوره بايد با حضور در خيابانها، جلسات و مجامعي كه افرادي سخنراني ميكردند، خودشان اخبار را كسب، تهيه و تنظيم ميكردند و عكاسان هم عكس ميگرفتند.
وي افزود: مصاحبههايي كه روزنامهها در آن زمان تهيه ميكردند به شكل جداگانه، نو و بكر با كساني انجام ميشد كه در آن زمان بخشهايي از اعتصابها و تظاهرات را هدايت ميكردند. روزنامهها هيچ شباهتي به يكديگر نداشتند بويژه دو روزنامه اطلاعات و كيهان كه خيلي متفاوت بودند.
او گفت: اين متفاوت عمل كردن بهدليل گستردگي فضا و منابع خبري بود. تعداد خبرهايي كه خبرنگاران ميآوردند، زياد بود و كار سخت دبيران سرويس اين بود كه از بين خبرهايي كه آمده بود گزينش كنند. آنها ميخواستند هيچ كدام را از دست ندهند به همين دليل بچهها را وادار به خلاصهنويسي ميكردند.
دبير اجتماعي روزنامه اطلاعات با اشاره به اين كه در روزهاي نزديك به انقلاب، گاهي روزنامه به چاپ چهارم نيز ميرسيد، اظهار كرد: در آن زمان به ميزان زيادي از روزنامه استقبال ميشد و خبرها بهطور مرتب تغيير ميكرد. مواردي وجود داشت كه روزنامه اطلاعات تا چهار بار در طول يك روز تجديد چاپ ميشد.
وي درباره نحوهي عمل روزنامهها براي پوشش اخبار انقلاب و دستگاه سلطنت به صورت همزمان نيز گفت: كنترل دستگاه زياد نبود. انتخاب واقعا با تحريريه روزنامهها بود كه چه خبري را بخواهند چاپ كنند. در آن دوران ديگر كسي به آن صورت مدعي اين قضيه نبود، ممكن بود غيرمستقيم تلفني بزنند و فشاري باشد اما عملا كاري از دستشان ساخته نبود. در اينجا بر اساس صلاح و مصلحتهايي كه ميشد، از ميان اخبار انقلاب انتخاب صورت ميگرفت، حالا اگر جايي هم دستگاه، اطلاعيهاي ميداد يا موردي وجود داشت كه لازم بود مردم از آن مطلع باشند، آن اخبار انتخاب ميشد.
نفيسي درباره مهمترين مشكلي كه رسانهها در آن زمان داشتند، اضافه كرد: مهمترين مشكل اين بود كه شما بايد از ميان اين همه خبر گزينش درستي را انجام ميداديد. بايد دقت ميشد اخبار غيرواقعي نباشد به همين دليل براي تاييد صحت خبر از منابع متعدد سوال ميكرديم؛ زيرا در درجهي اول، مهم اين بود كه خبر درست باشد.
وي با بيان اينكه اين دوره يكي از بازترين فضاهاي كشور در تاريخ مطبوعات ايران و از موارد منحصر به فرد است، درباره تاثير انقلاب بر رسانهها افزود: انقلاب شرايط آزادتري براي رسانهها به وجود آورد. رسانههاي نوشتاري ما براي اولين بار اين وضعيت را تجربه كردند كه حالا همه چيز در اختيارشان است، چگونه بايد از عهده مسووليت اجتماعي مهمي كه برعهدهشان است، برآيند. كسي نبود به آنها بگويد چه كار كنيد، بايد خودشان اين كار را ميكردند و اين تجربه با ارزشي بود.
عضو شوراي سردبيري روزنامه اطلاعات خاطرنشان كرد: در طول تاريخ روزنامهنگاري ايران چند بار چنين فرصتهايي پيش آمده بود كه روزنامهنگاري ايران اين وضعيت را تجربه كند. بداند چه تعهدي در برابر جامعه دارد، ميزان مسووليتش و اينكه تا چه حد از عهدهي اين مسووليت برميآيد، چگونه است. اين تجربهي بسيار باارزشي بود كه به صورت عملي، در دوران انقلاب آن را تجربه كرديم.
.
نقطه آغاز انقلاب 57
پس از واقعه ۱۷ شهریور سال ۵۷ قشرها و صنفهای مختلف مردم با تکیه بر بستر فراهم شده در مقابله با رژیم پهلوی دست به اعتصاب های متعددی زدند که یکی از آنها اعتصاب اصحاب مطبوعات بود اعتصاب مطبوعاتی ها که در مجموع همه اصحاب مطبوعات (اعم از روزنامه نگاران، کارگران فنی و کارمندان اداری) را در بر می گرفت، در دو مقطع زمانی نزدیک به هم در جهت مقابله با فشار سانسور و تقاضای آزادی و امنیت روزنامه نگاران و در راه همراهی با نهضت مردمی، رخ داد: نخست، اعتصابی ۴ روزه در ۱۹ تا ۲۳ مهر ماه سال ۱۳۵۷در زمان دولت جعفر شریف امامی و دوم، اعتصابی طولانی مدت (۶۱ روزه در ۱۵ آبان تا ۱۶ دی ماه همان سال همزمان با حضور دولت نظامی غلامرضا ازهاری در راس قدرت.که اعتصاب دوم منجر به انقلاب اسلامی شد می توان گفت یکی از اصلی ترین عوامل پیروزی انقلاب ، در نتیجه آزادی رسانه های به وقوع پیوست.پس از پایان اعتصاب دوم در 16 دی مطبوعات با آزادی کامل و رویکردی جدید در کنار سایر رسانه های سنتی آن زمان وارد عرصه انقلاب شدند و نقش آفرینی کردندکه نهایتا منجر به پیروزی انقلاب اسلامی گردید.
دکتر حسن ضیائی جباری
دکترای مدیریت رسانه
https://azartashonline.ir/?p=11581